Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

   

com4ttabarestanwww

 
 
  تمامی  این مطالب حقیقی و بر گرفته از منابع اطلاعاتی موثق است                                                                     مطالب این صفحه به زودی افزایش خواهد یافت  
 
 

عجایب مازندران

 

 

 

شهابی بر فراز جنگلهای مازندران-منبع:مجله خانواده سبز

شهابي بر فراز جنگل

حسينيه ها همچون مساجد در طول تاريخ هم مركز حركت و قيام عليه ظلم وطاقوت بود و هم محل تاليف قلوب دوستداران با محبوب خويش و بدين صورت بود كه حسينيه ها به صورت يكي از اماكن مقدس نزد شيعيان در آمد و كرامات و توجهات خاص اهل بيت …از جمله اين اماكن مقدس«حسينيه روستاي پهنه كلا»واقع در حومه جنوبي شهرستان ساري(مركز استان مازندران)است كه در گذشته با آجر30×30 و بنا سنتي قديمي، محل ابراز مخلصانه ترين عشقها ومحبتها به آستان مقدس حضرت ابي عبد الله الحسين (ع) بود كه كرامت معجزات فراواني در آنجا نسبت به دوستداران آن حضرت بروز و ظهور كرده است وهمين مسئله موجب استقبال شايان شيفتگان و دلباختگان به آن مكان گرديد تا جايي كه علي رغم سيره محصول حسينيه ها كه فقط در روزها وشبهاي متبرك كه جهت استفاده درشان باز مي باشد اين حسينيه به جهت استقبال فراوان شيعيان و محبان در تمامي طول سال به صورت شبانه روزي پذيرايي ظائرين از سراسر كشور مي باشد.

شجره نامه آستانه مباركه

پير مردهاي منطقه مي گويند ما از بزرگان وپدرانمان شنيده ايم كه از زمانهاي گذشته اين مكان مبارك بوده وروستائيان روستاهاي ديگر،جهت زيارت و استشفاء به اين مكان مشرف مي شوند. يكي از قضاياي مشهور تكيه از اين قرار است كه غروب يكي از روز هاي سال 69سيدي داخل تكيه شد و يك سكّه را از جيب بيرون آورده و به بچه اي فلج فرمود اين سكّه را بگير ودر صندوق بينداز.

پدرش گفت:نمي تواند فلج است امّا آقا فرمود من ميگويم، بچه سكّه را گرفت و به صندوق انداخت،در همين بين خانمي كه مريض بود از آن طرف پرده فهميد،آمد واز پشت سر پيراهن آقا را گرفت،حضرت بدون اينكه به وي نگاه كند فرمود:برو خوب شدي،آقا آمد كنار منبر و مقداري موعظه فرمود،مردمي كه دورش بودند نقل كردند،آقا ناگاه ناپديد شد!همچنين شفا گرفتن برخي از بيماران توجه آن ستارگان آسمان ولايت را دليلند،عده اي گفته اند امام حسن مجتبي(ع) همراه سربازان اسلام در اينجا نماز خواند،امّا عده اي مي گويند اصلاً امام حسن(ع) به مازندران نيامده است،حقيقت امر بر ما پوشيده است،امّا پيرامون سفر احتمالي حضرت به مازندران مورخان نقل مي كنند امام حسن(ع) و امام حسين(ع) از طرف گرگان به شهر طميسه(يكي از شهرهاي قديم مازندران) آمدند وبرگشتند.همچنين گفته مي شود كه سه تن از امامزاده هاي بزرگوار در اينجا مدفون اند كه جايشان پيدا نيست.

ضريح مطهر

هنگامي كه انسان وارد تكيه مي شود اولين چيزي كه نگاهش را جلب مي كند ضريح مطهر است.ضريح مطهر را بهنام كبيري ساخته است و پارچه سبزي بر اين ضريح نسب شده كه متبرك است ودر اين مكان مقدس،مردم اين پارچه را يك نمادي از ائمه اطهار مي دانند وبا نيت خلوص و با دلي پاك و لبريز از عشق ومحبت آنان،آن را گرفته و همراه خود مي برند،ناگفته نماند كه كليه درآمد متفرقه ونزورات آستانه با نظارت اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان ساري به كارهاي عمراني و تبليغاتي و حقوق كاركنان آستانه مصرف ميشود.همچنين تا چند سال پيش مردمان و زواران عزيز وقتي به اين آستانه مشرف مي شدند جايي را براي نشستن واستراحت كردن نداشتند مگر در محوطه اين آستانه از اين رواين آستانه با نذرها وكمك هاي مردمان خير توانسته است از چندين زائرسرا كه بيش از 160اطاق با امكانات تهيه كرده كه در اختيار زواران محترم گذاشته و آسايش آنها را فراهم كرده است و پول ودرآمد نيز توسط آستانه به مخارج آستانه و محوطه در كارهاي مربوط به آستانه خرج مي كنند.

حال با اين مقدمات به تعدادي از شفا يافتگان كه توسط آستانه ي مبارك تكيه پهنه كلا به صورت عجيب(امداد الهي)شفا يافته اند اشاره مي كنيم.

شفا يافتگان

انسيه تقوي 55ساله ميگويد:حدودا يك سال بود كه چشمهايم كور شده بود،طي اين مدت پزشكان تهراني و مازندراني نتوانستند كاري برايم انجام دهند،به آستانه روي آوردم وشفا پيدا كردم،حال همه جا را مي بينم.

ربابه كريمي ساكن بابل مي گويد:مدت يك سال بود دچار غده مري شده بودم،سيزده بار زير عمل پزشكي برق رفتم،امّا فايده اي نداشت،به همراه فرزندم به تكيه رفتيم،يازده شب در آنجا بودم و شب يازدهم لطف صاحب آستانه شامل حال ما گرديد وشفايم را گرفتم.

كبري رمضاني ساكن بوشهر كه نقاش ماهري است مي گويد:در سال 1374دچار ديسك شديد كمرشدم وپزشكان مي گفتند كه بايد عمل جراحي شوم وپس از يك سال تازه مشخص خواهد شد،كه خوب مي شوم يا نه من راضي به عمل نشدم و در همان لحظه تصميم گرفتم كه به تكيه پهنه كلا بروم تا اينكه در يكي از روزهاي ماه محرم شب جمعه به تكيه رفتم ومتوسل به امام حسين(ع) شدم.پس از خواندن زيارت نامه و دعاي كميل از امام حسين(ع) خواستم يا شفاي مرا عنايت فرامد يا مرگ مرا برساند كه همان شب لطف امام شامل حالم شد و شفايم را يافتم ونذر كردم كه هر سال محرم،عزاي امام حسين(ع) تا زماني كه عمر باقي است به زيارت بيايم.

امّا صحبتهاي آسيه تقي زاده ساكن ساري خواندني است:چندي پيش صاحب فرزندي شدم به نام عاطفه كه نابينا و ناشنواي مادرزاد بود،به دكتر هاي زيادي مراجعه كرديم و نوار وآزمايشات مختلف از فرزندم گرفتند.امّا هيچ فايده اي نداشت،از طرفي چون بنده خود معجزات زيادي را از تكيه پهنه كلا ديده بودم و شنيدم واعتقاد زيادي به ائمه اطهار دارم.فرزندم را به اين مكان مقدس آوردم،سه شب در آستانه خوابيدم كه شب سوم لطف صاحب آستانه شامل حال فرزندم شد و فرزندم شفا گرفت و كور مادر زاد بينا و ناشنواي مادر زاد شنوا گرديد.

و امّا مُحرم عليجان پور 40ساله ساكن قائمشهر چه مي گويد:6سال بود كه به بيماري سختي دچار شدم، به دكترهاي قائمشهر وبابل مراجعه كردم،امّا نتيجه اي نگرفتم،بنا به تشخيص دكترها دچار غده اي سرطاني شده بودم،جهت معالجه به پزشكان تهران مراجعه و پس از مدت كوتاهي پس از آزمايشات و عكسبرداري تحت عمل جراحي قرار گرفتم ،امّا پس از يك سال،دوباره بيمار شدم،در يكي از شبها كه از جان خود سير شده بودم،مشغول دعا ونيايش شدم،گريه امانم را بريده بود كه به ياد آستانه افتادم و به عشق حسين(ع)گريستم،شب دوم خواب«صاحب آستانه مباركه تكيه پهنه كلا»را دادم كه دواي دردم را همان شب در منزلم به من عطا فر مودند! با دريافت دوا از صاحب آستانه حالم كاملاَ خوب شد و هيچ گونه ناراحتي ندارم.

امّا حكايت شفا گرفتن سمانه محمودي9ساله ساكن تهران…وي از يك سالگي به بيماري كليه مبتلا بود كه به مرور زمان موجب نارسايي جفت كليه گرديد و پس از معالجات فراوان و بدون نتيجه شوراي پزشكي به اين نتيجه رسيد كه وي را به يك كشور خارجي اعزام كنند.در همين بين عمه اش خواب ديدكه به وي گفته شد سمانه را به تكيه پهنه كلا ببرند.او يك هفته در آنجا ماند و عاقبت دواي دردش را گرفت .

اقدس پشنگ زاده متولد 1320آبادان و ساكن برجرد در استان لرستان مي گويد:

مدتي بود به بيماري سختي دچار شده بودم،جهت معالجه به دكترهاي استان لرستان مراجعه كردم امّا نتيجه اي نگرفتم ناچاراً به بيمارستان امام خميني(ره) تهران رفتم.امّا پس از آزمايش و عكسبرداري به من گفتند به بيماري سرطان دچار شديد و بايد شيمي درماني شويد چون از اين كلمه متنفر بودماجازه ندادم شيمي درماني شوم،از همه جا نااميد بودم تا اينكه توسط يكي از دوستانم كتابي از كرامات حسيني قسمتي از فضائل و شفا گرفته هاي آستانه ي مباركه تكيه پهنه كلا به من داد،آن را خواندم و مشاهده كردم كه،تعدادي از بيماران صعب العلاج شفا گرفتند دل به آستانه بستم قلبم حركت كرد.

يكي از شبها نوه ي من خواب ديد كه آقايي به او گفت:«بيمارتان را به آستانه مباركه بیاوريد»وقتي اين جمله را شنيدم براي زيارت آستانه ي مبارك به استان مازندران و شهرستان ساري سفر كرديم،به اين مكان مقدس مشرف شدم كه صاحب آستانه دواي دردم را لطف فرمودند،پس از بازگشت به اصرار همسرم نزد پزشكان رفتم،پس از معاينه و آزمايشات آنها با تعجب گفتند:نه عمل داريد نه شيمي درماني.

اكنون حالم كاملاً خوب است و هيچ گونه ناراحتي در حال حاضر ندارم اميدوارم به حق امام حسين(ع) همه مريضان و مريضان آستانه را شفا دهد.

اين مثالها چندين مورد از هزاران مورد شفا يافته در اين آستانه بود.آنجا شهابي است بر فراز جنگل

* * *

دانشجوي 13ساله مازندرانی هيچ گاه مدرسه نرفته است-منبع:اینترنت و مجله خانواده سبز           


حتما تا به حال خبرها و يا مصاحبه هايي تحت عناويني نظير، جوان ترين دانشجوي ايران نابغه نوري ، فيزيكدان كوچك و... را در رسانه هاي مختلف شنيده ، خوانده يا ديده ايد.نامش فرهنگ ، شهرتش فلاح و متولد28 ارديبهشت 68 شمسي در نور مازندران است . دانشجوي ترم يك رشته فيزيك دانشگاه علم و صنعت ايران . دانشجويي كه مثل ديگر دانشجويان 12سال پشت نيمكت هاي مدرسه ننشسته ؛ او حتي يك بار هم مسير رفت و برگشت به مدرسه را تجربه نكرده است . فرهنگ از 3 سالگي شروع به درس خواندن كرده و در 6 سالگي (سال 74) از مقطع ابتدايي فارغ التحصيل مي شود. از سال 74 تا 80 با همراهي 2خواهر دوقلويش(هدا و هنگامه) كه هم اكنون 16ساله هستند، درسهاي راهنمايي و دبيرستان و پيش دانشگاهي را مطالعه مي كند و از امتحانات سوم راهنمايي ، اول دبيرستان ، سوم دبيرستان و پيش دانشگاهي به ترتيب در ماههاي خرداد، شهريور، دي و اسفند سربلند بيرون مي آيد و مجوز شرت در كنكور سراسري را مي گيرد و با شركت در كنكور سراسري 81 و با كسب رتبه 2000 و خرده اي دانشجوي فيزيك علم و صنعت مي شود. 2 خواهر دوقلويش شگفتي سازان كنكور 82 خواهند بود. آنها مجوز شركت در كنكور 82 را كسب كرده اند. فرهنگ فرزند چهارم خانواده است و اولين شگفتي ساز اين خانواده هم نيست ؛ زيرا خواهر 18ساله فرهنگ(فاطمه) دانشجوي رشته رياضي دانشگاه صنعتي شريف است . فرهنگ در دانشگاه علم و صنعت شناخته شده و محبوب همه است ، حالا ديگر يك ماهي هست كه فرهنگ را با مادرش در فضاي سرسبز دانشگاه ، در حال رفت وآمد به دانشكده فيزيك يا روي نيمكت هاي جلوي دانشكده يا چمنهاي روبه روي دانشكده رياضي مي بينيم . فرهنگ معتقد است ليسانس را خيلي زودتر ازچهار سال مي گيرد. او تا به حال چند واحد درسي دانشگاهي را گذرانده است . خنده روست ، اولين بار وقتي با او آشنا شدم كه از چند شبكه تلويزيوني براي تهيه گزارش به علم و صنعت آمده بودند، بعد از مصاحبه با شبكه جهاني جام جم حاضر به مصاحبه با ديگر شبكه ها نشد و تاكيد مي كرد كه «پدرم اجازه همين يك مصاحبه را داده !» و روابط عمومي دانشگاه بسختي توانست او را قانع كند كه «پدر اختيار مصاحبه ها را به ما داده است ».
سال 91كجايي؟
همين جا، هيات علمي دانشكده فيزيك
.

سال 101يعني چه ؟ (مي خندد، خيلي ) 101كه نداريم.
اگر مدارج علمي اي كه تو با توجه به استعدادت كسب كني ، 100 درجه باشد و تو با در ايران ماندن فقط بتواني به 30 درجه دست پيدا كني ، ولي با رفتن به يك دانشگاه معتبر در خارج از كشور بتواني به 80 درجه برسي ، حالا 101كجايي ؟
توي ايران هم مي شود به آن 100 درجه رسيد. مي شود بالاتر هم رفت . امكانات ما خوب است ، الان اينترنت هم هست . دوست دارم هيات علمي علم و صنعت باشم و در دانشگاه هاي ديگر هم درس بدهم ، تحقيق كنم

با تستي بودن كنكور مشكل نداشتي؟
نه خوب راحت تر هم هست .
چند ساعت مي خوابي ؟ 10ساعت ، الان 9 ساعت ، 9 شب تا 6 صبح .
براي كنكور چند ساعت درس مي خواندي؟14ساعت در يك ماه .
قبل از آن چي؟
يادم نيست
.

فكر ميكني چند سالگي دكترايت را بگيري؟15سالگي

در دوران كودكي چه كسي الگويت بود؟

امثالي مثل انيشتين،امّا الآن مي گويم خودم

در دوران كودكي چگونه بچه اي بودي آيا فقط درس مي خواندي؟

نمي دانم من فقط تا سه سال پيش را درست وخوب به ياد دارم،شيطان كه نبودم،امّا معمولي و ساكت هم نبودم،البته خانواده مي گويند 8 ساله كه بودم زياد شيطنت مي كردم،براي مثال عصباني مي شدم و كتابها را زمين مي انداختم،يا با خواهرم دعوايم مي شد و كتابهايش را زمين مي انداختم.
با 10
ميليون تومان پول هديه چه كار مي كني؟

     تلسكوپ مي خرم يا رايانه ، تا بچه ها از آنها رايگان استفاده كنند يا مثلا 50 تومان مي گيرم و آزمايشگاه راه مي اندازم.   
براي مادر وسايل رفاهي نمي خري؟
اصلا.
چرا؟
چون نيازي نمي بينم وضعيت همين طوري خوب است.
دوست نداري ماشين آخرين سيستم يا ويلايي در شمال داشته باشي؟
ا
صلا، الان از ماشين و اينها خوشم نمي آيد، فقط مي خواهم دكتري بگيرم . پولداربودن برايم مهم نيست.
غذاي موردعلاقه؟
قيمه ، مرغ و عاشق سوسيس بندري هستم . تا وقتي كارت تغذيه نداشتم ، ترياي دانشگاه ،بندري نداشت . وقتي كارت گرفتم حالا آورده .
ازدواج؟
خنده همراه با خجالت فرهنگ ، خنده مادر، تندترشدن حركت دستهاي فرهنگ ، سكوت ، تكرار مكرر سوال ، قفل كردن فرهنگ ، پشيماني من . خودتان 13ساله بوديد جوابتان چه بود؟
چند دوست صميمي در دانشگاه داري؟2 نفر
.

با آنها درد دل مي كني؟ نه
لابد شاگرد اول هستند؟
ي
ك نفرشون درسخون است ، يك نفرشون اصلا
رابطه ات با خدا چطور است ؟
مادر جواب مي دهد:هر سال تمام روزه هايش را گرفته ، فقط يك سال مريض شد، يك روزه را نگرفت و از همان شش سالگي نمازش را هم مي خواند. فرهنگ از لحاظ اعتقادي خيلي قوي است
.

چند كيلويي؟90و خرده اي
از كوچكي اينقدر چاق بودي ؟
 .
نه از وقتي رفتم مازندران اين طوري شدم
چقدر غذا مي خوري؟
الان يه بشقاب . خوب دانشگاه كه يه نصف بشقاب بيشتر غذا نمي دهد.
ولي اگر خانه بودي؟ 3 تا بشقاب پر
.

دوست داري خداداد عزيزي را از نزديك ببيني؟

قبلاً چرا،امّا حالا تمام فكر و ذكرم درس خواندن است.

فكر مي كني كه اگر براي مثال وزنه بردار مي شدي،موفق مي شدي؟

نه،تا حالا فكرش را نكرده ام،اگر از بچگي مي رفتم سراغ وزنه برداري،مطمئن بودم كه در اين رشته هم موفق بودم.

دوست داري مخترع شوي؟

بله،هدفم اين است.

مثلاً چي؟

فعلاً نمي دانم،اول بايد تحصيلاتم
چه كسي را از همه بيشتر دوست داري ؟
در عالم غيرمادي ، خوب خدا كه همواره كمكم كرده و در عالم مادي ، پدرم و مادرم. با پدرم رفيق هستم، خيلي رفيق.
مامان تا كي پيش تو مي ماند؟
نمي دانم تا موقع دكتري . فرهنگ نقش موسسات را در موقعيت افراد آنچنان قبول ندارد و خواستن فرد را مهم مي داند. نه استقلالي است نه پرسپوليسي ، اصلا فوتبالي نيست . از ميان ورزشها به بوكس و شطرنج علاقه دارد. از او در مورد نحوه دعواكردنش در نزاع احتمالي با همكلاسي ها پرسيدم . پاسخ داد: فوت كردن . مي گفت : «فوت كنم ، مي افتند زمين » وقتي هم گفتم يك حركت بوكس انجام بده ، يه فوت محكم كرد. مي گويد با خواندن تاريخچه زمان هاوكينگ به فيزيك علاقه مند شده است . آن را بارها در كودكي خوانده است . مادر مي گويد تنها كتابي كه با خود آورده است ، همين تاريخچه زمان است . (آن را مي آورد پاره پوره است ) مي پرسم : «فرهنگ اين را اين طوري كرده ؟» مادر مي گويد: «بله » و فرهنگ انكار مي كند

با اساتيدي كه با فيزيك در ارتباط هستند رابطه ات چطور است؟

من با استادان دانشگاه خودم ارتباط خوبي دارم.

با استادها بحث هم مي كني؟

بله از اين بحث ها زياد پيش مي آيد.
مطالعه ادبي؟
پروين اعتصامي و شاهنامه.
تلويزيون؟
تلويزيون نداشتيم ، راديو جوان و كانون طنزپردازان جوان را دوست داشتم
.

درصدهاي دروسش را نمي داند. حتي مي گويد موقع ثبت نام كامپيوتري از رتبه اش اطلاع پيدا كرده است . تمام اطلاعات كنكوری اش از مجله راه دانشگاه است . بجز رياضي به فلسفه علاقه مند است و علت آن را هم استدلالي و عقلي بودنش مي داند. مادرش مي گويد: «هيچ چيز را بدون دليل قبول نمي كند». همه اطلاعات سينمايي اش مربوط به مطالعه يك مجله فيلم از سال 76مي شد؛ ولي آن را خوب خوانده و تقريبا حفظش كرده بود.

از چه چيزي شاد مي شوي؟

وقتي به يك نتيجه موفقيت آميز مي رسم،خوشحال ميشوم و بيشترين چيزي كه همبن چند روز پيش من را خوشحال كرد،حل يك مسئله فيزيكي بود.به يك مسئله برخوردم و آن را در ذهنم حل كردم كه از حل كردنش خيلي خوشحال شدم.

براي بچه ها چه حرفي داري؟

من از راحي كه براي خودم انتخاب كردم،راضي هستم،بچه ها زماني كه درس مي خوانند،فقط بايد به درس و مشقشان فكر كنند،نه چيز ديگري.

چه آرزويي داري؟

اين كه امتحان پايان ترم را20بشوم.

در پايان با او خداحافظي مي كنيم و برايش آرزوي موفقيت داريم

* * *

بابل و پلي با مصالح زرده تخم مرغ-منبع:روزنامه خبر و اینترنت

 
آثارمكشوفه در تپه هاي دينه كوتي واقع در20 كيلومتري جنوب بابل كه در موقعيت جغرافيايي 36 درجه و32 دقيقه عرض شمالي و52 درجه و سي وسه دقيقه طول شرقي قرار دارد و بيانگر قدمت در حدود يكهزار سال قبل از ميلاد مسيح شهر بابل است نام قديم بابل را در روايات و كتب تاريخي به ترتيب ممطير، مامطير، ماطر، بامطير، منطير، قمطير، بارفروش ده ، بارفروشه ده ، بارفروش ديه ، بارفروش ، باول گفته اند كه بالاخره در سال 1311 تبديل به بابل شده است. شهرستان بابل در شمال مازندران قراردارد و از شمال به بابلسر و درياي مازندران و از جنوب به سلسله كوه البرز و از غرب به شهرستان آمل و از شرق با شهرستان قائمشهر مرتبط مي باشد از مناطق ديدني بابل ، سجادرود و بابلرود است كه از سلسله اصلي جبال البرز سرچشمه مي گيرند و از طريق رودخانه باول يا بابل كه نام شهرستان بابل هم از آن گرفته شده است طي يك مسير78 كيلومتري به درياي خزر مي ريزد عرض اين رود هفتادونه وعمق آن پنج متر است زماني اقسام ماهي از جمله آزاد، سفيد، كپور، تلاجي ، اورنج ، تيل خس ، كلدمه در آن به فراواني يافت مي شد ولي اكنون بخاطر مكيدن موتور پمپ هاي قوي مزارع ، و ورود پساب كارخانه ها و سموم مزارع بسياري از ماهيان فوق بندرت ديده مي شوند بقعه امامزاده قاسم يكي از آثار كهنسال بابل در محله آستانه است كه آرامگاه قاسم بن موسي كاظم و برادرش حمزه فرزند امام هفتم كه در سال 890 قمري بنا گرديد. اين بقعه داراي درب منبت كاري بسيار نفيسي مي باشد ملاط بين آجرهاي اين بقعه از ساروج مخصوصي است كه مشتمل بر آهك و خاكستر چوب و سفيده تخم مرغ مي باشد مقبره سلطان محمد طاهر در سه كيلومتري شمال شرقي بابل واقع و مشهور است كه مدفن فرزند امام موسي كاظم(ع)مي باشد گنبد امام زاده ، كثيرالاضلاع ، بام آن هرمي و به ارتفاع 22 متر با آجر در سال 875 بنا گرديد. مدرسه و مسجد جامع بابل از بناهاي عهد صفويه است كه در زمان فتحعليشاه بر اثر زلزله خراب شد و در سال 1220 قمري به فرمان شاه و به مباشرت ميرزا محمد شفيع صدراعظم دوباره بنا گرديد. مدرسه و مسجد صدراعظم در محله پنجشنبه بازار قديم بابل واقع است. اين بنا در سال1221 به خرج ميرزامحمد شفيع صدر اعظم ساخته شد در دوران بعدي مدرسه با تعميرات اساسي و اضافه كردن بنا بنام مدرسه علميه خاتم الانبياء ناميده شد. در قسمت سالن همكف كتابخانه اين بنا آرامگاه حضرت آيت الله هادي روحاني اولين امام جمعه بابل و نماينده ولي فقيه استان مازندران قرار گرفته است پل محمد حسن خان ، مدرسه علميه كاظم بيك، مسجد پير سرتكيه ، پير علم از ديگر بناهاي تاريخي شهر مطرح مي باشند. پل محمد حسن خان در نيمه اول قرن دوازدهم هجري توسط محمدحسن خان قاجار پدر آقا محمدخان قاجار با صرف دوازده هزار تومان بطول صد متر در عرض شش متر و ارتفاع هشت متر در قالب هشت چشمه بر روي رودخانه بابل رود و در قسمت جنوب غربي شهر بنا گرديد مي گويند مصالح عمده اين پل از زرده تخم مرغ مي باشد.

* * *

مطالبی که به زودی اضافه خواهد شد عبارتند از:و

الف-گفتگو با جوانترین شرکت کننده کنکور سال83 دانشگاه که نوجوانی 11 ساله از شهر ساری مرکز استان مازندران است(منبع:شبکه خبر)و

ب-برخورد اشیاء فضایی به خانه ای در شهر بابل(در صورت صحت خبر فوق میتوان در این صفحه به رشته تحریر در آورد)و

ج-ساخته شدن بزرگترین کیک جهان در شهر ساری توسط قنادان این شهر(منبع:روزنامه خبر)و

* * *

 
   

Copyright 2004. www.tabarestan.4t.com All rights reserved By ehsan samizadeh